أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

212

قانون ( فارسى )

ممكن است هر دو حالت تب تركيبى ، هرروزه بيايند ولى دست‌بردار شوند و بيمار را مهلت دهند ؛ كه اين در حالى است مواد عفونى شدهء هر دو نوع از تب در سطح قرار گرفته باشند و ژرفارو نباشند . ممكن است دو تب كه باهم تركيب شده‌اند يكى از خلط صفرايى عفونى شده باشد و حاصلش تب دست برندار شود . در صورتى كه تب همقطارش ناشى از مادهء خلط بلغمى باشد و بيمار را مهلت دهد و گاه به گاهى بيمار را رها كند . و ممكن است كار برعكس باشد . يعنى تب ناشى از خلط بلغم عفونى ، در داخل و در ژرفا قرار داشته باشد ، در صورتى كه تب ناشى از خلط صفرا سطحى و در اطراف خارج بدن مستقر باشد . اگر تب تركيبى از تب يك روز در ميان و ناشى از مادهء خلطى سطحى بوده و در بالاى بدن مستقر باشد - مانند حالت تب بلغميى كه مادهء خلط در ژرفا است - طبيبان اين حالت را شطر الغب خالص نامند . در غير اين صورت آن را شطر الغب ناخالص گويند . اما اين بحث سزاوار آن نيست كه فكر را به خود مشغول كند . ممكن است حالت تبى كه ماده‌اش زودتر متعفن شده است تب صفرايى باشد ؛ و ممكن است هر دو يك حالت داشته باشند و خلط سبب هر دو حالت تب ، باهم و در يك زمان متعفن شده باشند . گاهى رخ مىدهد كه مادهء بلغمى عفونى شده ، به وجودآورندهء تب در اندازه زياد است و بر مادهء سبب تب صفرايى چيرگى يافته است . و گاهى ممكن است مسأله برعكس باشد ، يعنى مادهء خلط صفرايى متعفن شده ، توليدكنندهء تب در اندازه بسيار بيشتر از مادهء خلط بلغمى متعفن شده بوده و چيرگى يافته باشد . در هر حال اگر تب بلغمى و تب صفرايى باهم تركيب شوند ، مادهء خلط بلغمى متعفن سبب مىشود كه نوبتهاى تب ناشى از خلط صفرايى درازمدت‌تر بوده و حالت بحرانى ديرتر آيد . مادهء خلط صفرايى نوبتهاى تب ناشى از خلط بلغمى را كوتاه‌تر مىكند و حالت بحرانى را سرعت مىبخشد . ممكن است شطر الغب مدتها طول بكشد ؛ مثلا تا نه ماه و حتى بيشتر از نه ماه دوام يابد . ممكن است شطر الغب بيمارى سخت به دنبال داشته باشد و سبب پيدايش نوعى بيمارى از بيماريهاى صعب العلاج شود . و گاهى ممكن است تب شطر الغب از هر حالت تب ديگر كشنده ، كشنده‌تر باشد ؛ مثلا ممكن است به دق بينجامد و ممكن است به بيماريهاى دست‌برندار و پاينده و سخت و صعب العلاج تبديل شود . نشانيهاى شطر الغب هرچند تب تركيبى شطر الغب نشانيهاى متعدد دارد ، اما از همه مهم‌تر و نخستين نشانى ويژهء آن اين است كه مدت نوبت تب در يكى از دو روز شروع نوبت ، طولانىتر از مدت نوبت تب يك روز در ميان و در عين حال سبك‌تر و آرام‌تر باشد و در نوبت ديگر - كه در روز دوم آيد - نوبت كمتر از نوبت سابق باشد و روىآورها كمتر روى آورند .